على زمانى قمشه اى
230
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
جهت حركت قسرى تمسك جست . گفتنى است كه اگر برخى از مثالها مورد مناقشه و اشكال واقع شود ، اصل وجود حركت قسرى را بههيچوجه نمىتوان مورد ترديد قرار داد ، زيرا چنانكه اشاره شد ، حركت قسرى عبارت از آنكه يك جسم در اثر يك نيروى بيگانه بر خلاف مقتضاى طبيعت اصلى خود به حركت آيد و اين چيزى است كه همواره در جهان اجسام مىتواند وجود داشته باشد . « 1 » آن و سكون ارسطو و پيروان او - فلاسفهء مشاء - قاعدهاى دارند كه مفاد آن اين است : « بين هر دو حركت مختلف بايد سكونى رخ دهد » ( بين كل حركتين مختلفتين لا بدّ من سكون ) اين قاعده را ملا محسن فيض كاشانى داماد و شاگرد برجستهء صدر المتألهين در كتاب « اصول المعارف » به همين عبارت ذكر كرده است ، ولى قاضى عضد الدّين ايجى ( 756 - 700 ق ) در كتاب « مواقف » بهجاى كلمهء « مختلفتين » واژهء « مستقيمتين » را به كار گرفته و گفته است : « انّ بين كلّ حركتين مختلفتين مستقيمتين كصاعدة و هابطة سكونا » ليكن مقصود هر دو آن است كه اختلاف دو حركت سبب سكون فىمابين مىشود . قاضى عضد مفاد اين قاعده را به معلّم اول ارسطو و پيروانش نسبت داده و از ميان متكلمان معتزلى ، تنها « خيالى » را طرفدار آن مىداند ولى ساير معتزله - از متكلمين - و افلاطون - از حكما - را مخالف اين قاعده معرفى نموده است . بهطور خلاصه استدلال طرفداران قاعده - به تعبير رسا و موجز كاشانى -
--> ( 1 ) . ر ك : نهاية الحكمة ، محمد حسين طباطبايى ، مرحلهء 9 ، فصل 14 ؛ قواعد كلى فلسفى ، غلامحسين ابراهيمى دينانى 3 / 371 نشر مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى ، 1366 ش .